تبیین؛احمدی نژاد

تبیین؛احمدی نژاد
هوالحکیم
اهمیت تبیین
من این را به شما جوانانى که احساس مسئولیت میکنید، توى پرانتز عرض میکنم که تبیین خیلى اهمیت دارد. در مبارزات اسلامى، در همه حال تبیین - بیان واقعیت و رساندن واقعیت؛ تبلیغ، بلاغ - خیلى اهمیت دارد و این را نباید از دست داد...
بله، روش اسلامى همین است. روش اسلامى تبیین است و همین تبیین‌ها موجب شد که انقلاب اسلامى بر بسیارى از این پیش‌زمینه‌هاى تاریخى و تربیتهاى غلط فائق بیاید و فائق آمد.
"امام خامنه ای"۸۷/۲/۱۴
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

آخرین نظرات
ولایت‌مداری و جریان انحرافی در گفت و گو با محمد کوثری:
اصلاح‌طلب‌ها همگی برنامه داشتند تا دولت را بیندازند این امر ثابت شده؛ از این سمت هم نه اینکه بعضی‌ها برنامه نداشتند اما چون در جنبش سبز نبودند این ماجرا باز نشد. تنها برنامه ضد دولت جنبش سبز علنی شده که در کجا و کی جلسه تشکیل می‌دادند. شما می‌گویید از این سمت‌ها هم بودند؟ بله من هم می‌گویم بودند و...

نکات پرس/ محمد رحمانی

چندین ماه پیش از پایان دولت دهم مصاحبه‌ای با محمد کوثری انجام شد که در هیاهو های رقابت های سیاسی محو شد؛ اکنون نکات پرس متن کامل این گفت و گو را منتشر می‌کند: حاج ممد کوثری نام آشنایی برای اهالی رزم و دفاع است، کوثری از سپاه و نیروهای نظامی به خانه ملت اسباب کشی کرده است، به حاجی قول دادم همچو مصاحبه های قبلی امانت دار باشیم لذا مصاحبه‌ای no cut شده را تقدیم می کنیم.

تعریف حضرت‌عالی از ولایت‌مداری چیست؟

تعریف من در حد ذهن و فکر خودم هست، تعریف جامع و کامل را باید از کسانی گرفت که سال‌ها در کارهای علمی و دینی فعال بودند.

کلیتی که در ذهن من است همان تعریف امام است، اما آنچه که من می‌دانم این است که «اطیعو‌الله والطیعو الرسول و الولی‌الامر منکم» یعنی ولایت مداری از قرآن است. البته ولی ما معصوم نیست ولی ولایتمداری کسی است که تابع محض و نعل به نعل ولی‌امر مسلمین در صحبت و در عمل باشد.

این نباید باشد که کسی بگوید ولایت مدار هستیم ولی فقط نان این ماجرا را بخورد.

قبل از دولت نهم در عرصه سیاسی به یاد نداریم که در عرصه سیاسی، کسی از ولایتمداری دم بزند، اما بعد از موج رأی آوردن حامیان گفتمان عدالت و انقلاب اسلامی؛ شعارهای انقلابی و البته تأکید بر ولایت‌مداری بعد از سال‌ها دوباره در فضای تبلیغات سیاسی زنده شد، البته برخی معتقدند این ادعا تنها برای پر کردن صندوق‌های رأی بود. حال سؤال این است که چه اتفاقی افتاد که برخی‌ها که در گذشته برای کسب رأی مردم سخنی از ولایتمداری نمی‌زدند بعد از انتخابات 84 همگی به حامیان ولایت تبدیل شدند؟

به نظر من زمانی که بحث انتخابات دولت نهم مطرح بود این ادبیات کم‌کم با اقبال مواجه شد. خب در گذشته یعنی بعد از رحلت امام‌خمینی، دو دولت گذشته خود مدعی به حساب می آمدند به حدی که دولت اصلاحات اصلاً این شعار ها را قبول هم نداشت و حتی به دنبال تغییر هم بود.

آقای احمدی‌نژاد خب بحث ارزش‌های انقلابی را مطرح کرد این مورد باعث شد جامعه‌ای که شاهد ترویج فساد در دولت‌های قبلی بود به آقای احمدی‌نژاد که نماد ساده‌زیستی، استکبارستیزی، پرکاری و... بود اقبال نشان دهد.

مقام معظم رهبری بعد از انتخابات دور نهم ریاست جمهوری می‌فرمایند «وقتی ایشان تبلیغات انتخاباتی کردند به افراد خانواده‌ خودم می‌گفتم اگر آقای احمدی‌نژاد رأی هم نیاورد این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محوری را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشی سپردن این شعار بشود یک سنت»...

بله دقیقاً این روش احمدی‌نژاد بود و تا دیگران خواستند از این واقعیت استفاده کنند کار تمام شد.

یعنی فهمیدند که جامعه به دنبال این ارزش‌ها است.

اقبال مردم به ارزش‌ها نکته مثبتی است اما این امر آفت هم داشت، افزایش ریاکاری برخی از اهالی سیاست، کسانی که خود را ولایت‌مدار معرفی می‌کردند در حالی که به ولایت و ارزش‌ها اعتقادی نداشتند

خب تا خواستند از این روش استفاده کنند ماجرا تمام شد و احمدی‌نژاد پیروز میدان بود.

بحث مربوط به بعد از پیروزی احمدی‌نژاد است

نتوانستند؛ دولت نهم موفق بود. توانست توده‌های مستضعف جامعه را دریابد در تهران نماند بلکه با سفرهای استانی به میان مردم رفت. این سفرهای استانی کار پسندیده‌ای بود بنابراین همه حمایت کردند.

به حدی که رهبری فرمودند انجام سفرهای استانی یکی از آرزوهای من بود.

بله، این امر باعث شد دولت و هیأت وزیران شناخت کافی نسبت به مشکلات استان‌ها پیدا بکند. حتی به توانمندی‌ها هم برای ارتقای کشور پی برد و در همین راستا مصوباتی نیز داشت.

حتی استکبارستیزی دولت و رئیس‌جمهور موجب اقبال دیگر ملت‌ها هم شده بود.

ساده‌زیستی و دیگر مسائل هم از نقاط مثبت کارنامه رئیس‌جمهور بود. خب اینجا برای یک سری که از قافله عقب مانده بودند این موفقیت‌ها ناراحت‌کننده بود. از آنجا بحث مخالفت‌ها شروع شد.

این مخالفان از چه طیفی بودند؟

اصلاح‌طلب‌ها، راحت‌طلب‌ها، کارگزاران

نگویم بعضی از اصولگراها بلکه برخی از تمامیت خواه‌ها نیز جزو مخالفان بودند.

نمی‌توان گفت که نبودند بله بودند، اما اینها اصولگرا نبودند. اصولگرایی دارای شاخصه‌های روشنی‌ است.

به هر حال این افراد خود را اصولگرا معرفی می‌کنند و ضمن نفوذ بر گروه‌های اصولگرا تأثیرگذار به حساب می‌آیند

شاید یک فرد ادعا کند که بهترین فوتبالیست است در حالی که فوتبال هم بلد نیست.

کسانی که در صدر لیست جبهه متحد جا خوش کردند را چگونه می‌توان اصولگرا ندانست؟

اصولگرای واقعی کسی هست که شاخصه‌های آن را رهبری برشمرده‌اند.

یعنی اصولگرا بودن را نباید از لیست‌های معروف تشخیص داد؟

بله، قطعاً همین‌طور است. مردم تشخیص می‌دهند اگر غیر از این بود در دولت نهم نیز باید به کسانی دیگر رأی می‌دادند.

اگر کسی می‌آید و آن طور که شایسته است عمل نمی کند، اصولگرا است اما نه با نمره 20 بلکه با نمره 10؛ تنها کسانی می‌توانند شاخص باشند که نمره بالا کسب کنند.

ولی این اتفاق رخ داد

بله قبول داریم، باید ببینیم چرا به اینجا رسید.

یک عده همواره کینه احمدی‌نژاد را به دل داشته‌اند

شما نگاه کنید به دولت نهم کسی نتوانست فشار زیادی وارد کند. اما در دولت دهم، خود دولت دچار حاشیه شد و میدان برای اینها باز شد ولی اگر دولت بر همان اساس گذشته برخورد می‌کرد اینها نمی‌توانستند سوژه‌ای برای فشار پیدا کنند.

خب این افراد بیکار نبودند.

حتماً معلومه

طرح برنامه آنها ایجاد حاشیه بود.

اصلاح‌طلب‌ها همگی برنامه داشتند تا دولت را بیندازند این امر ثابت شده؛ از این سمت هم نه اینکه بعضی‌ها برنامه نداشتند اما چون در جنبش سبز نبودند این ماجرا باز نشد. تنها برنامه ضد دولت جنبش سبز علنی شده که در کجا و کی جلسه تشکیل می‌دادند.

شما می‌گویید از این سمت‌ها هم بودند؟ بله من هم می‌گویم؛ در این جریان همه مخالفان جدی وجود داشت.

اما نمی‌توان گفت اینها اصولگرا نیستند بلکه نمره پائین‌تری در اصولگرایی دارند.

افرادی که دارای کینه هستند و به فکر بازپس‌گیری کرسی قدرت هستند حتماً تاکتیک و برنامه دارند، یکی از شناخته‌ترین تاکتیک‌ها ایجاد اختلاف است، اختلاف بین حامیان، مدیران و ...هرچه چنددستگی‌ها و شکاف‌ها بیشتر شود طبیعتاً رأی‌ها شکسته، قدرت تنزل یافته و احتمال پیروزی رقیب محتمل‌تر خواهد شد؛ تا چه حد این تحلیل مبتنی بر واقعیت است؟

قدرت چیز بدی نیست، قدرت اگر دست آدم خوب مانند امام و رهبری باشد خیلی هم خوب است قدرت زمانی بد و خطرناک است که در دست کسانی باشد که ظرفیت نداشته باشند.

مشخص است که اینها برنامه داشتند که دولت را در دست بگیرند بله می‌خواستند دولت دهم را به دست بگیرند هم از اصلاح‌طلب‌ها هم از اصولگراها، وقتی آقای احمدی‌نژاد برای مقابله با این جریان آمدند باید بگویم که این روش جای سؤال داشت چون وقتی اسم افراد آمد موضوع شخصی می‌شود. به هر حال در دولت دهم ماجرا دوطرفه بود.

سوال من که جای خودش اما آقای موسوی صراحتاً بحث رمالی جادو و... را مطرح کرد ...

خب قابل قبول نبود.

حضرت آقا این تهمت‌ها را به شخص رئیس‌جمهور را شرم‌آور دانستند.

ما به عنوان کمیسیون امنیت ملی بعد از انتخابات به دیدار موسوی رفتیم گفتیم موضوع را جمع کنید و اجازه ندهید توسعه پیدا کند. موسوی گفت نه من وزارت کشور و نه شورای نگهبان را قبول ندارم؛ گفتیم حرفی نیست برخی‌ها هم تو این کشور این نهاد ها را قبول ندارند، ولی دیگر نمی‌آیند کاندید شوند ولی هم وزارت کشور و هم شورای نگهبان شما را تأیید کردند، وقتی ساعت 10 شب رفتید مصاحبه کردید که من برنده انتخابات هستم. چطور قبول داشتی الان که نتیجه نگرفتید این حرف را می‌زنید؟

حرف من چیز دیگری است می‌خواهم بپرسم این اتهام که یک بار توسط جناب آقای موسوی مطرح شد و رهبری آن اتهام را خجالت‌آور دانستند چطور چند ماه بعد با ایجاد درگیری داخلی بین جبهه اصولگراها، این اتهام به صورت گسترده‌ای مطرح می‌شود وحتی تبدیل یه سوژه اصلی رسانه‌ای کشور می‌شود؟ آیا میتوان این امر را کتمان کرد؟

این را هم قبول ندارم.

احمدی‌نژاد یا مشایی با رمال‌ها در ارتباط هستند؟

نه

حتی قبل از اینکه کسی محاکمه شود عکس افرادی را به عنوان رمال در ارتباط با دولت و رئیس جمهور منتشر کردند و هیچ کس هم یقیه آنان را نگرفت، این کار را به عنوان مثال رسانه‌های اقای قالیباف به کرات انجام دادند.

هر کسی کرده به من ربط ندارد من قبول ندارم همان موقع هم گفتیم این روش قابل قبول نیست اما اینکه بالاخره یک موضوعی پیش آمد، ماجرا از حکم اقا در نبودن مشایی شروع شد ماجرا هم فراگیر بود.

خود حضرت آقا به حدی از اختلاف سلیقه احترم می‌گذارند حتی بحث بر سر نبودن ایشان به عنوان معاون اول بود آن همه نه به علت عدم صلاحیت بلکه از آن رو که بین دوست‌داران رئیس جمهور اختلاف ایجاد نشود.حتی بعدها ایشان فرمودند اگر کسی در مسئولیتی نباشد معنی آن عدم صلاحیت برای دیگر مسئولیت‌ها نیست اما همه اینها به کنار تا چه حد پرداختن به این ماجرا طبیعی بود؟

طبیعی نبود فراتر از طبیعی بود.

چرا، چه کسانی به این ماجرا دامن زدند؟

همان ها که با دولت نهم هم خوب نبودند.

آیا این بهانه‌ای برای کوبیدن دولت بود؟

بله، آره چون همین مورد را گرفتند و تا حد وسیعی توسعه دادند اینکه مشخص است.

می‌خواهم خط این افراد با امثال شما تفکیک شود؟

من شاخصه را می‌گم نمی‌خواهم تفکیک شوم. من که به تنهایی کسی نیستم.

به هر حال تلاش بسیاری برای به حاشیه بردن دولت صورت گرفت

بله البته آقای احمدی نژاد هم چون علیه افراد موضع‌گیری کرد و البته بیگانگان هم به این مسائل دامن می‌زدند، مثلا خس و خاشاک را اینها بزرگ کردند.

اصلاح‌طلبان بعد از مدتی جایگاه اپوزیسیون را یافتند اما حجم اصلی فشار به دولت را کسانی ایجاد کردند که داخل نظام بودند.

بله، بله؛ انها می‌گویند« نظام و ولایت را 100 درصد قبول داریم اما دولت را نه»

نکته همین است اینکه می‌گویند ما ولایت را 100 درصد قبول داریم چقدر حقیقی و واقعی است؟

ما که در ذهن افراد نیستیم.

اما تحلیل که داریم.

بله، وقتی می‌گوید بعضی از آنها نمره پائین می‌گیرند معنی‌اش همین است

می‌گویند ولایتمدار مطلق هستند آیا واقعاً ولایتمدار هستند؟

خیلی‌ها بودند که قبل از انقلاب مبارزه کردند و درس ولایت فقیه هم دادند اما به نحو شایسته عمل نکردند.

من با شما اختلاف نظر دارم همه اینها دچار اشتباه نشدند بلکه برخی از ابتدا تاکتیک‌ سیاسی داشتند.

حالا می‌خواهی بگویی تاکتیک سیاسی، بگو عیبی ندارد.

اجازه بدهید از صحبت‌هایمان تا اینجا نتیجه بگیریم.

اول آنکه خیلی از انتقادات به دولت غیرطبیعی بود

بله [سکوت]

البته اگر دولت به آن شکل برخورد نمی‌کرد اینها بهانه نداشتند.

بالاخره یک بهانه دیگر پیدا می‌کردند.

قطعاً همین طور است ولی به این شکل صورت نمی‌گرفت.

یک تلاش گسترده‌ای هم صورت گرفت تا احمدی‌نژاد را از رهبری جدا نشان دهند. به نحوی که القاکنند دو خط متفاوت وجود دارد و نتیجه آن این شود که احمدی‌نژاد را بدون ولایت و خود را ولایتمدار معرفی کنند تا صدق رأیی که در انتخابات نهم نتوانستند به دست آورندرا د انتخابات یازدهم به دست آورند؟

من این روش را قبول ندارم ولی به عنوان یک روش استفاده کردند.

نمی‌توانیم بگوییم که نبوده

خب بوده.

حتی احمدی‌نژاد را می‌خواستند هل بدهند.

وقتی در رقابتی خدا 100 درصد لحاظ نشود، همین اتفاقات هم رخ می‌دهد.

متأسفانه اینها این اقدامات ناشایست را با عنوان‌ حامی رهبری انجام می‌دهند، ای کاش به جای این که اقدامات خود را به رهبری منتسب کنند، از ابتدا نظر خود را مستقلاً اعلام می‌کردند تا فضا به این شکل غبارآلود نمی‌شد.

رهبری که به اینها مهر تأیید نزده، مثلاً کسی مثل من می‌رود خودش را به رهبری منتصب می‌کند.

ما صحبت‌های رهبری را در حمایت دولت دهم داریم سخنانی قاطع به عنوان مثال آخرین جلسه با هیأت دولت این که می‌فرمایند دولت‌های دهم و نهم تا امروز ارزش‌ها را برجسته کرده...

باز رفتن روی همون سؤال‌ها و حرف‌ها...

من ابایی ندارم ولی اجازه نمی‌دهند که شما به صورت مستقل این حرف‌ها را در روزنامه ایران کار کنید.

شما مطمئن باشید که ما امانتدار خواهیم بود و اگر قرار شد قسمتی حذف شود، کلاً مصاحبه را در ایران منتشر نمی‌کنیم.

سکوت

سخن این است که کسی ولایتمدار است که در مسائل راهبردی پا در جای پای رهبری بگذارد همان طور که حضرت سلمان عمل می‌کرد.

این ایده‌آل است ولی ما نمی‌توانیم بگوییم تمام کسانی که ولایتمدار هستند باید یک انداره باشند. در اظهارنظر و عمل دو نمره متفاوت را باید لحاظ کرد. خب با نمره 10 و 12 هم قبول می‌شوند.

اگر همین افراد ولایتمدار به اشتباه خود پی بردند باید اعتراف کنند؟

نباید به اینجاها برسد.

در شاخصه‌های اصولگرایی قبول اشتباه هم وجود دارد.

بله این اوج خودسازی است، ما نمی‌توانیم بگوییم هر کسی نعل به نعل رهبری نبود، دیگر ولایتمدار نیست.

اما هر چقدر از این جای پا فاصله گرفته بشود، یا عقب‌تر و جلوتر باشد، نمره‌اش کمتر می‌شود.

بله بله

تا یک حدی می‌توان کم شدن نمره را لحاظ کرد بعد از آن دیگر مردودی است

درسته آن دیگر نمره منفی می‌آورد.

وقتی رهبری تأکید بر وحدت می‌کند، تأکید بر حمایت از دولت به صورت عام و خاص دارد کسی که از این مشی فاصله می‌گیرد، باید نمره‌اش کم بشود.

اما آیا فقط بحث دولت است

یک شاخصه آن دولت است.

وقتی می‌گویند مسئولان قوا مسائل را در بین خودتان حل کنید و به بیرون کشیده نشود، خارج از این چارچوب نمره کم می‌شود نمی‌توان دولت و مجلس را یکطرفه متهم کرد.

بحثی درباره مصداق‌ها و مجلس و یک فرد نیست. بحث بر سر مسائل اندیشه‌ای است.

بله، دولت و مجلس باید با هم همکاری کنند.

اگر بخواهیم مصداقی صحبت کنیم، بحث حمایت از دولت و تأکید بر حفظ ارزش‌ها در دولت دهم هر کس برخلاف این نظر دولت دهم را ضد ارزش بداند و آن را به جامعه الغا کند، باید نمره‌اش کم ‌شود.

هیچ کس نمی‌گوید، دولت ضدارزش بوده.

وقتی در تریبون عمومی می‌گویند دولت می‌خواهد جام زهر را به رهبری بدهد.

نه، نه

رمالی، توهین به دولت، ضد ولایت معرفی کردن دولت دهم، انحراف دولت دهم از ارزش‌ها صورت گرفته.

وقتی قیمت طلا و ارز بالا می‌رود، سؤال می‌شود که چرا دولت جلوی این مسائل را نمی‌گیرد. سؤال از وزیر اقتصاد این است که چرا در ظرف یک روز به یکباره قیمت دلار 500 تومان گران می‌شود.

هیچ کس انتقاد را رد نمی‌کند، البته اگر انتقاد بدون غرض باشد، اما بعضی از انتقادها تبدیل به انتقام شده.

خیلی‌ها بدشون نمی‌آید انتقام بگیرند من هم این نوع برخورد را قبول ندارم. مثلاً در تلفیق دولت 135 هزار میلیارد برای یارانه بر مردم در نظر گرفته، خب این رقم از کجاست؟ مجلس جلوی این ماجرا ایستاد 38 هزار میلیارد باید به مردم داده می‌شد بقیه هم برای صنعت صنایع و... باشد. 80 درصد ...

این مسائل اقتصادی است.

خب درآمد نبود، اما آقای احمدی‌نژاد وقتی از جای دیگر پول می‌آورد می‌دهد به مردم، کسانی که در ریز قضیه هستند، موضع می‌گیرند. قضایا از همین جاها شروع می‌شود.

این مسائل را باید کارشناسان اقتصادی مطرح و پاسخگو باشند بحث بنده با شما بر سر مسائل اندیشه‌ای و سیاسی است.

من که گفته آقای احمدی‌نژاد براساس تفکری که در دولت نهم داشت خود را این چنین نشان داد که دقیقاً همراه و پشت سر ولایت حرکت می‌کند.

نشان می‌داد یا بود؟

می‌گویم در عمل نشان داد، اما با شروع دولت دهم خیلی‌ها گفتند این، آن حرکت دولت نهم نیست.

قرار این بود که فاصله‌ها را از خط رهبری بسنجیم وقتی رهبری می‌گوید «بود» این چه اصراری است که می‌گویند نبود؟!

[نچ]؛ باز همان صحبت‌ها را مطرح کردی.

یعنی سخنان رهبری برای عوام و خواص تفاوت داره؟

نخیر تفاوت نداره.

من باید خودم را ملزم کنم که با سخنان که از رهبری در تریبون‌های عمومی بیان می‌شود، خود را تطبیق دهم یا آن که باید به دنبال مواضع محرمانه باشم؟

رهبری همان مسائل را که می‌گویند، صحیح است ولی در جاهایی توصیه هم می‌کنند که جایی پخش نمی‌شود. توصیه‌ها هم به طرفین است.

سرخط و کلیات این توصیه‌ها را می‌توان در مواضع کلی رهبری هم یافت.

بله باید از همه طرف‌ها رعایت شود.

من و ملیون ها نفر مثل من که نمی‌توانند بروند و شخصاً از رهبری سؤال بپرسیم، وقتی رهبری می‌فرمایند دشمنی‌ها با دولت به علت پایبندی بر اصول است...

من که نمی‌خواهم چیزی را برای شما اثبات کنم.

وقت این ضبط در را کنار بگذاری برای شما توضیح می‌دهم.

من نماینده ده‌ها هزار خواننده هستم.

می‌دانم من هم برای بحث عموم می‌گویم در دولت دهم یک مسائل هم شروع شد و این آتویی شد که بزرگش کردند این را چطور بگویم؟!

بر فرض که این سخن را کاملاً بپذیریم زمان گذشته ما در انتهای شهریورماه 91 هستیم،باید به آخرین سخن رهبری رجوع کنیم به قول شما نظامی‌ها آخرین دستور را باید لحاظ کرد.

کسی که خلاف آن برخورد نکرده آخرین دستور روی چشم ما، اما درباره مشکلات هیچ چیز نباید گفت؟

چرا، این می‌شود انتقاد نه انتقام.

من که انتقام را قبول ندارم.

اما عده‌ای عملاً به اسم انتقاد، انتقام می‌گیرند.

نه، همش اینطور نیست، وضعیت اقتصادی فعلی مورد قبول نیست و مدیریت کلان هم با دولت است مدیر دولت هم رئیس جمهور است.

همه این انتقادها سر جای خودش اما با تک جمله آقا با این عنوان که «یکی از علل این دشمنی‌ها همین پیشرفت‌های شماست، یعنی می‌خواهند این پیشرفت‌ها کند شود» چه کسانی می‌خواهند حرکت کند شود دشمن آنقدر ابله نیست که تابلودار وارد ماجرا شود.

این حرف ما منطق دارد.

من به سخنان شما کاری ندارم، شما به عنوان یک رجال ارزشی این جمله رهبری را تفسیر کنید؛ مخالفت‌ها و دشمنی‌ها را بشمارید.

باباجان آن مخالفت‌ها قضیه‌اش فرق می‌کند؛ همه را نمی‌شود با یک چوب راند.

وقتی مرغ یکباره می‌شود 7 هزار تومان سکه طلا و ارز و... اینها حرف‌هایی است که به درستی بیان می‌شود، دولت باید رسیدگی کند.

دولت که رسیدگی می‌کند اما آیا به واقع رئیس جمهور تمامی ابزار کافی و اختیارات را برای مبارزه در‌اختیار دارد؟

همه چیز در اختیار آنهاست.

بعضی از نهادهایی که نمی‌توان بر آن نظارت مستقیم داشت، می‌توانند با ذخیره طلا و ارز آسیب وارد کنند.

می‌گویند شهرداری چرا ما نگوییم من از شهرداری دفاع نمی‌کنم، اما با 3 هزار سکه که بازار دچار چالش جدی نمی‌شود.

آقای احمدی‌نژاد اگر موضع دولت نهم را داشت می‌توانست بهتر مدیریت کند.

یعنی شما می‌گویید دولت دهم با دولت نهم خیلی تفاوت دارد؟

من می‌گویم به هر حال یک کارهایی در دولت نهم نبود که در دولت دهم انجام گرفت.

اما خط اصلی همان خط دولت نهم ا ست.

احمدی‌نژاد که می‌گوید نه تنها تغییر نکرده بلکه تقویت هم شده، اما ما در عمل این را نمی‌بینیم من با صراحت می‌گویم این حرف‌های من به این معنی نیست که دولت دهم بدتر از دولت اصلاحات است. به هیچ‌وجه، بلکه به مراتب بهتر است، اما حرف ما این است که دولت دهم می‌توانست و می‌تواند به مراتب بهتر از دولت نهم باشد، اما خود را در چاه حاشیه‌ها انداخت.

رهبری با کسی تعارف ندارد.به عنوان مثال و در سال آخر دولت خاتمی مخالفت‌های خود را ابراز می‌کردند، در دیگر موارد نیز اثبات شده که تنها منافع نظام برای رهبری دارای اهمیت است، با این شرایط اگر خطر بالقوه‌ای نظام را تهدید می‌کرد، خطری که برخی از آن با عنوان بزرگترین خطر از صدر اسلام می‌دانند، آیا واقعاً اگر چنین خطری وجود داشت رهبری که در مقابل اردوهای دانشجویی به کیش سکوت نمی‌کنند، در برابر این خطر سکوت می‌کردند؟حتی رهبری در نقطه مقابل در نماز جمعه تأکید می‌کنند که مسئولان نظام انحراف ندارند و... بحث پرداختن به جریان انحرافی تا چه حد اصالت دارد و تا چه حد بزرگنمایی آن طبیعی است؟

اگر دولت اصلاحات اگر 100 تا اشتباه هم داشت برای ما زیاد دردآور نبود، چرا که روش آن‌ها همین بود اما در این دولت یک مورد هم حساسیت ما را در پی خواهد داشت. آنهایی که نمی‌خواهند دولت و احمدی‌نژاد باشد این موضوع را بزرگ می‌کنند. این مسائل بوده باید جمع می‌شد تا حدی هم نسبت به سال قبل کم‌رنگ‌تر شده اما 100 درصد از بین نرفته است. ماجرا جریان انحراف را همین الآن هم می‌گویم وقتی ما می‌گوییم آقا امام زمان نباید با عوامل بیگانه ارتباط داشته باشیم می‌گوییم این ماجرا‌ها باید روشن شود و شخص احمدی‌نژاد باید یقه مشایی را بگیرد.

شما تا به حال به قول خودتان یقه کسانی را که به این ماجرا‌ها دامن ‌زدند را گرفتید؟

ما گفتیم.

این همه هتاکی، قانون‌شکنی، توهین، اعلام جرم در رسانه‌ها قبل از اثبات آن در دادگاه و...

ما قبول نداریم قاضی باید یقه بگیرد.

من می‌گویم مثلاً این آقای گلپور را من از قبل می‌شناختم یک سری مطالب نوشت، گفت مشایی از من شکایت کرده و دادگاه هم من را محکوم کرده، خب باید پاسخگو باشد.

بنده به شخصیت معنوی حاج منصور ارضی علاقه‌مندم، اما به هر حال ایشان پشت بلندگو و در محضر هزاران هزار عزادار می‌گویند بروید فلانی را بکشید پول خونش را من می‌دهم... این برای من قابل قبول نیست مگر کشور ولی فقیه و حاکم شرع ندارد؟

من هم قبول ندارم، اما من می‌گم کار به جایی می‌رسد که نه تنها ایشان بلکه سعید حداد هم می‌آید این‌طور حرف می‌زند. آیا اینها همین‌طور می‌گویند؟ شاید یک چیز دیدند البته من در آن جمع این‌طور صحبت کردن را قبول ندارم.

یعنی اگر خصوصی بگویند بروید بکشید...

نه، نه، منظورم این است که برود به خودشون بگویند اصلاً کشتن که [خنده] مگه الکی هست، حکمی، محاکمه‌ای؛ باید ثابت بشه آن هم قاضی از طرف حاکم باید حکم بدهد.

کسی که اینقدر تحلیل ندارد که این چیزها را نمی‌فهمد پس بقیه تحلیل‌هایش هم حتماً از همین جنسه.

چرا این مسائل در دولت نهم نبود همین حاج منصور با هیأت دولت می‌رفت دعای کمیل می‌خواند.

همین‌قدر که احتمال تغییر احمدی‌نژاد را می‌دهید، همان‌قدر هم احتمال تغییر این آقایان را بدهید.

من که نباید قضاوت کنم به هر حال اتفاق رخ داده من با صراحت می‌گویم این حرف ایشان را قبول ندارم.

خب به خاطر این حرف باید محاکمه بشود یا نه؟

شکایت شده ایشان هم دادگاه رفته.

اگر همین حرف را در رابطه با معاونین یا نزدیکان آقایان لاریجانی هم می‌گفتند، روند دادرسی به همین شکل بود، یعنی در کشور حق مشایی محفوظ است، چطور هنگامی که یک وبلاگ کوچک، کوچکترین مطلبی را به لاریجانی‌ها انتصاب می‌دهد، فیلتر می‌شود و صاحبش به زندان می‌افتد...

آن هم به همین صورت، آن هم ا شتباه است، من تابع این مسائل نیستم، تنها از خدا خواستم در درجه اول راه شهدا را ادامه دهیم و بعد هم به آنها بپویندم.

بعضی‌ها با ساده‌انگاری خود دارند در پازل دیگران بازی می‌کنند، به تئوری دروغین حاکمیت دوگانه دامن می‌زنند.

حاکمیت دوگانه که خیلی فرق می‌کند.

وقتی می‌گویند احمدی‌نژاد یا دولت برخلاف نظر رهبری...

نگفتند کی گفتند... فقط انتظار از دولت دهم بیشتر است.

مصادیق این کلام زیاد است، می‌خواهید با همه به فایل صوتی اینها گوش بدهیم.

حالا شاید چند نفر گفتند.

آنها دارند پازل دشمن را تکمیل می‌کنند.

باید از آنها پرسید چرا این کارها را می‌کنید؟!

اخیراً شاهد بودیم که آقای الهام از جبهه پایداری کناره‌گیری کردند.

من خبر ندارم.

شما در لیست جبهه پایداری بودید.

من در 20 لیست دیگر هم بودم، اصلاً اطلاع ندارم.

شما فرض بفرمایید با روزنامه ایران گفت‌و‌گو کردید همان اتفاق که برای خانم امین‌زاده افتاد را سر شما پیاده کنند و فشاور بیاورند که چرا با روزنامه ایران گفت‌و‌گو کردید و می‌خواهیم کنارتان بگذاریم و...

من اصلاً این فکر را نمی‌کنم.

شما فرمانده جنگ بودید، قطعاً مرعوب نمی‌شوید.

[خنده] من همه بچه‌های پایداری را قبول دارم ولی در تشکیلات مرکزی آنها یا تشیکلات مرکزی جبهه متحد نیستم. پس وقتی نیستم اطلاع ندارم مگر آن که بپرسم.

اگر کسی به خاطر گفت‌و‌گو با یک رسانه تحت فشار قرار بگیرد، درسته؟!

من نمی‌دانم ماجرا چه بوده.

کلی عرض کردم؟

نه چه اشکالی دارد.

اگر فردا بیایند بگویند چرا با روزنامه ایران گفت‌و‌گو کردند، درخواست مشروعی دارند؟

نه، اگر یادت باشد چند سال پیش گفتند یک کسی خودش را جلوی مجلس آتش زده.

می‌گفتند جانباز است.

آفرین، من آوردمش همین‌جا و معرفی‌اش کردم که یک میلیون وام بگیرد، بی‌بی‌سی آمد ماجرا را بزرگ کرد، می‌دانستم مصاحبه با بی‌بی‌سی ممنوع است، اما آمدم مصاحبه کردم و گفتم خودم جوابش را می‌دهم چون آدم یا نباید کاری را بکند یا باید پای آن ایستادگی کند.

[خنده] روزنامه ایران را که با بی‌بی‌سی مقایسه نمی‌کنید، به خدا ما ولایتمدار هستیم.

نه مثال زدم، در مثال که مناقشه نیست، منظورم این بود که تا آنجا که شورای امنیت ملی مصوبه داشت... ایران که مال خودمون هست. من آن اول هم به بچه‌های ایران گفتم امانت‌دار باشید.

انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است.

هنوز زود است، باید تأمل کرد، حداقل باید 2 ماه دیگر صبر کرد.

اگر نکته باقی ماند بفرمایید.

خدا امانتی به ما داده به نام جمهوری اسلامی و در رأس آن ولایت اگر خوب امانتداری نکینم معلوم نیست که به هدف برسیم.

سعی بکنیم که همیشه خدا را در نظر داشته باشیم و در مسیر وحدت و نزدیک کردن افراد به هم تلاش کنیم.

به خاطر توجه بشیتر تیتر نامناسب نزنیم، شاید مقطعی جواب بدهد، شما که الحمدالله ان‌شاء‌الله توجه خواهید کرد.

سن شما اقتضا نکرده وگرنه قطعاً از ما جلوتر بودید ولی ما شهدا را دیدیم، شهدا دنبال خوش‌آمد این و آن نبودند.

ان‌شاء‌الله همین‌طور باشد که شما می‌فرمایید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۶/۲۹
tabeen.blog.ir

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی